تراکم استخوان و انتقال استرس

تراکم-استخوان-و-انتقال-استرس

تراکم استخوان و انتقال استرس

تحلیل استخوان کرستال و شکست زودهنگام ایمپلنت بعد از بارگذاری می تواند بخاطر استرس اضافی در سطح تماس بین استخوان-ایمپلنت اتفاق افتاده باشد. دامنه مشخصی از تحلیل استخوان مارژینال در ایمپلنت هایی در تراکم های مختلف استخوانی با شرایط بارگذاری مشابه دیده می شود. در مطالعه ای توسط مانز تحلیل استخوان مرکزی اطراف یک ایمپلنت که به مدت 6 ماه پس از مرحله دوم جراحی نمایان سازی بارگذاری شده بود مستقیما با تراکم استخوان ارتباط داشت. در یک دوره 6 ماهه استخوان D1 از همه کمتر و استخوان D4 از همه بیشتر از دست رفته بودند. در سال 1990 میش و باید ز خاطر نشان کردند که بخشی از این پدیده را می توان با ارزیابی آنالیز عامل نهایی در ترازهای رنگی استرس در استخوان برای هر نوع تراکم استخوانی توضیح داد. شکست زود هنگام ایمپلنت ممکن است با تفاوت استرس منتقل شده بین انواع متفاوت تراکم استخوان نیز در ارتباط باشد. میش و باید ز یک آنالیز سه بعدی عامل نهایی استرس روی بیمارانی با انواع استخوانی A،BوC منهای ارتفاع انجام دادند. هر حجم استخوانی از مدل های کورتیکال و ترابکولار با 4 تراکم ماکروسکوپیک تشکیل شده بود:D1(100درصد) D2(75درصد)D3(50درصد)وD4(25درصد).

محققان ارتباط بین استحکام حجمی استخوان و رتاکم را مشاهده کردند. شکست بالینی و پیش بینی ریاضی در همه مدل های استخوانی D4ودو تراکم D3به حجم استخوان بستگی داشت.

مطالعات دیگری از مدل های آنالیز عامل نهایی و طراحی های مختلف ایمپلنت و کیفیت های متفاوت استخوان استفاده کرده و توزیع استرس – استرین در استخاون اطراف ایمپلنت ها را مورد بررسی قرار دادند. مثلا تادا و همکارانش تغییرات سه بعدی اطراف ایمپلنت هایی با طول متفاوت را در کیفیت های مختلف استخوانی مورد بررسی قرار دادند. استرس و استرین استخوان دسته 3و4 در اطراف ایمپلنت ها چهار تا شش برابر بیشتر بوده و بیشترین میزان استرین اطراف ایمپلنت های کوتاه مشاهده شد.

در نتیجه ارتباط بین تراکم استخوان با ضریب الاستیسیته در صد تماس بین استخوان و ایمپلنت ترازهای رنگی استرس در استخوان برای هر تراکم استخوانی متفاوت خواهد بود. در استخوان D1 بالاترین میزان استرین اطراف ایمپلنت نزدیک کرست بوده و استرس در این ناحیه مقدار کمتری داشت. استرین کرستال استخوان D2 در صورت اعمال همان مقدارنیرو اندکی بیشتر بوده و شدت استرس در طول بدنه ایمپلنت به سمت آپیکال گسترش بیشتری خواهد داشت. استخوان D4 بیشترین استرین کرستال را نشان داده و بزرگی استرس روی ایمپلنت بیشترین گسترش آپیکالی را خواهد داشت.

بنابراین مروری بر مقالات دندانپزشکی در زمینه شکست ایمپلنت مقالات ارتوپدی درباره ریمدلینگ استخوان مقالات مرتبط با مکانیک استخوان فک و مطالعات آنالیز عامل نهایی متفق القول هستند که انواع نرم تر استخوان بیشتر در معرض خطر شکست ایمپلنت قرار دارند. درنتیجه تفاوت در ضریب الستیسیته BIC نواحی استرین در اطراف ایمپلنت ها با تراکم استخوانی متفاوت و استحکام استخوان مرتبط با تراکم بزرگی نیروی پروتزی ممکن است مشابه و یکسان باقی مانده و یکی از سه حالت بالینی زیر در سطح تماس استخوان – ایمپلنت با توجه به تراکم استخوان اطراف ایمپلنت رخ دهد،

1)بارگذاری فیزیولوژیک استخوان در ناحیه پنجره تطابق یافته و فقدان هرگونه تحلیل استخوان مارژینال 2)اورلود خفیف تا پاتولوژیک و تحلیل استخوان کرستال . 3) اورلود پاتولوژیک جنرالیزه و شکست ایمپلنت. بنابراین برای دستیابی به یک نتیجه بالینی یکسان در هر پروتز متکی بر ایمپلنت متغیرهای هر بیمار باید حذف شده یا کاهش یافته یا در طرح درمان لحاظ شوند.

با توجه به اینکه نمی توان هزاران متغیر مرتبط با تراکم استخوان را حذف کرد طرح های درمانی باید تغییر کنند(شامل تعداد سایز و طراحی ایمپلنت). بارگذاری پیشرونده استخوان برای نرمترین انواع استخوان نیز تراکم آن را افزایش داده و سایر عوامل مکانیکی مرتبط نظیر استحکام ضریب الاستیسیته BIC و انتقال استرس را نیز بهبود خواهد بخشید.

منبع:پروتز ایمپلنت های دندانی میش

 

ارسال دیدگاه