مطالعات کلینیکی در حمایت از بارگذاری پیشرونده

پروتز
مطالعات-کلینیکی-در-حمایت-از-بارگذاری-پیشرونده

مطالعات کلینیکی در حمایت از بارگذاری پیشرونده

محیز بیومکانیکی نقش غیرقابل انکاری در کیفیت و ترکیب سطح تماس جدید ایمپلنت-استخوان  دارد. استخوان تحت نیرو به صورت ساختاری با مواد و ویژگی های مهندسی و معماری در عین حال به شکل یک سیستم بیولوژیک رفتار خواهد کرد. بارگذاری فانکشنال ایمپلنت اثرات بیومکانیکی دیگری نیز به همراه داشته که تاثیر بسزایی روی فرایند بلوغ خواهد داشت. ارزیابی با کمک کامپیوتر روی ایمپلنت های محکم با آنالیز تصاویر دیجیتالی رادیوگرافیک و یک سیستم آنالیز اینتراکتیو تصاویر نشان داد که تراکم ساختاری استخوان اطراف ایمپلنت در یک دوره 6 ماه تا 4 ساله بعد از جایگذاری ایمپلنت افزایش می یابد. تغییرات بزرگ تراکم استخوان اطراف ایمپلنت ها دو سال پس از بارگذاری اتفاق می افتند. افزایش تراکم استخوان اساسا بازتابی از عوامل استرس محیطی بوده و ایمپلنت های داخل استخوانی روشی مهم برای تغییر استرین و افزایش تراکم استخوان در فک های بدون دندان هستند. ایمپلنت هایی که بطور مداوم بارگذاری شده اند در داخل استخوان ثابت باقی مانده، استخوان در نواحی تحت فشار شکل گرفته و جهت ترابکول ها با خطوط استرس همسان خواهد بود.

بدنبال واکنش استخوان به نیروهای فیزیولوژیک افزایش تدریجی نیرو در حین ساخت پروتز باعث تحریک افزایش تراکم استخوان می شود. پیراتزینی و همکارانش نشان دادند که در حیوانات ترابکول های اطراف ایمپلنت هایی که به شکل پیشرونده بارگذاری شده اند متراکم تر شده اند. پیاتلی و همکارانش روی واکنش استخوان نسبت به تک ایمپلنت های غیر ساب مرج بارگذاری شده و بارگذاری نشده در میمون ها یک مطالعه هیستولوژیک و هیستومورفومتریک انجام دادند. بیشترین میزان افزایش در تراکم و مقدار استخوان در ناحیه کرستال اطراف ایمپلنت های بارگذاری شده و موجبات رشد ترابکولار و جهت گیری مجدد در داخل فضای مغز استخوان می شود.

مولف کتاب اصول بارگذاری پیشرونده را در 250 ایمپلنت در مدت بیش از دو سال با استفاده از پریوتست بصورت کلینیکی ارزیابی کرد. این اینسترومنت اثر dampening ایمپلنت پروتزها و دندان ها را ارزیابی کرده که مستقیما با لقی و میزان حرکت ارتباط دارند. اعداد پریوتست می توانند دامنه ای از -8 و 99+ داشته باشند. دامنه 8- تا9+ برای ساختاری با فقدان لقی کلینیکی مشاهده می شود. در جریان جراحی نمایان سازی عدد پریوتست برای ایمپلنت های جایگذاری شده در D1 از 8- تا 3- متغیر بوده ه اغلب آنها از 5- تا 7- را نشان دادند. اعداد ایمپلنت های استخوان D2 5- تا صفر بوده که اغلب در دامنه 2- تا 4- قرار داشتند. اعداد پریوتست برای ایمپلنت های استخوان D4  اعداد پریوتست از 2- تا 6+ متغیر بوده که بیشتر در دامنه صفر و +2 قرار داشت. بعنوان یک قانون کلی ایمپلنت ها در ابتدا نمایان سازی معمولا عدد مثبت تری را نشان می دهند اما با گذشت زمان این عد منفی تر می شود. تقریبا همه ایمپلنت ها بعد از اینکه به مدت 1 سال در فانکشن قرار داشته باشند عدد منفی تری را نشان می دهند. بعد از سال نخست فانکشن عدد پریوتست ثابت خواهد ماند.

ایمپلنت های استخوان D1 بعد از بارگذاری پیشرونده به لحاظ آماری بهبود نمی یابند(عدد پریوتست آنها تغییر نمی کند) اگرچه عدد 7- پریوتست اغلب برای آنها ثبت می شود. ایمپلنت های استخوان D2 بطور متوسط یک واحد پریوتست کاهش خواهند داشت. ایمپلنت های استخوان D3 پس از بارگذاری تدریجی اندکی بیش از 2 واحد پریوتست تقریبا 4 واحد بوده و اعداد نهایی پریوتست مشابه بسیاری از ایمپلنت ها در استخوان D2 یا D3 بوده است. بنابراین هرچه تراکم استخوان پایین تر باشد (D3 و D4) تغییرات اعداد پریوتست بیشتر و شدیدتر خواهد بود(که به لقی و تراکم استخوان اطراف ایمپلنت بستگی دارد). هیچ ارتباط خطی قاطعی بین نیرو یا زمان کاهش عدد پریوتست و افزایش تراکم استخوان مشاهده نشد.

روتر و همکارانش پروتکل بارگذاری پیشرونده را با افزایش زمان التیام مقایسه کردند. هشت بیمار 26 ایمپلنت ریشه ای شکل دریافت کردند(با مارک های مختلف). 15 ایمپلنت بصورت تدریجی و پیشرونده بارگذاری شده و 11 ایمپلنت نمایان شده و تا زمان تحویل رستوریشن نهایی اکستنشن دور مخاطی روی آنها باقی ماند. رقام پریوتست روی این 26 ایمپلنت اندازه گیری شد. محققان تغییر اعداد پریوتست از زمان جراحی مرحله دوم تا زمان تحویل رستوریشن نهایی را محاسبه کردند. متوسط تغییر برای گروه بارگذاری نشده (ولی در دوره ااتیام طولانی) 27/0 در مقابل 51/1 در گروه با بارگذاری تدریجی بود. عدد پریوتست ایمپلنت های استخوان D2 که بصورت تدریجی بارگذاری شده بودند یک واحد کاهش داشته و این عدد برای ایمپلنت های استخوان D3 معادل 2 واحد بود. عدد پریوتست را ارتقا داده بود فارغ از طراحی ایمپلنت پوشش سطحی یا طول بنابراین انتظار بیشتر برای بارگذاری نهایی مزایایی در برخواهد داشت اما مهمترین نکته مربوط به سطح تماس ایمپلنت است که هنگام دوره التیام طولانی مدت به تدریج بارگذاری شده است.

اپلتون و همکارانش تغییرات استخوان اطراف ایمپلنت را در واکنش به بارگذاری تدریجی استخوان مورد ارزیابی قرار دادند. مطالعات کلینیکی کنترل شده تصادفی برای تعیین تاثیر بارگذاری تدریجی روی کراون های تک ایمپلنت های پرمولر ماگزیلاری طراحی شده بود. در یک مطالعه پایلت 13 ایمپلنت استوانه ای با پوشش هیدروکسی آپاتایت در 10 بیمار جایگذاری شد. گروه کنترل بعد از 6 ماه التیام بصورت ساب مرج بلافاصله با یک کراون متال سرامیک بازسازی شدند.

گروه تجربی با کراون اکریلی و بصورت پیشرونده بارگذاری شدند. زمان بارگذاری تدریجی (با افزایش تماس اکلوزالی با افزودن آکریل در هر دوره زمانی) سه بازه زمانی دو ماهه بود. باآنالیز تصاویر دیجیتالی و لایه برداری رادیولوژی دیجیتالی تغییرات در تحلیل استخوان کرستال و تراکم استخوان اطراف ایمپلنت را اندازه گیری شد.

به عبارت دیگر تحلیل استخوان در ایمپلنت هایی با بارگذاری تدریجی در هر 4 مرحله بارگذاری استخوان در سال نخست مطالعه کمتر بوده است. این گزارش نشان داد که تحلیل استخوان کرستال در ایمپلنت هایی با بارگذاری تدریجی کاهش یافته است. این گزارش نتیجه گزارش مانز را تایید کرد که نشان دهنده یک ارتباط مستقیم بین تراکم استخوان و تحلیل استخوان در 6 ماهه نخست پس از بارگذاری بود. کاربرد بارگذاری تدریجی در تراکم های پاین استخوان از اهمیت بیشتری برخوردار است چون آنها چندین برابر ضعیف تر از استخوان کورتیکال هستند. پارافانکشن کنتی لیورها و سایر عوامل تشدیدکننده استرس می توانند نیروهای وارد بر پروتز و مولفه های برشی آنها را افزایش داده و باعث میکروفرکچر (شکستگی میکروسکوپی) یا میکرواسترین در ناحیه پاتولوژیک اطراف ایمپلنت شوند. بارگذاری تدریجی استخوان با هدف افزایش تراکم استخوان کاهش خطر شکست استخوان –ایمپلنت و کاهش تحلیل استخوان کرستال انجام می شود.

منبع:پروتز ایمپلنت های دندانی میش

ارسال دیدگاه